X
تبلیغات
رایتل

یه دوست عزیز یه روز یه جمله ی خیلی قشنگ گفت اون میگفت بعضی ها تو زندگیشون محکومن به اینکه سکوت کنن .  

واقعا این حکم بدترین چیزیه که خدا برای ما بخواد . نمیدونم کی تا به حال این حسو تجربه کرده . محبور باشی ساکت باشی و حرفی رو که خیلی دلت میخواد به زبون بیاری نگی نه از ترس کسی یا چیزی ، از اینکه اگه حرف بزنی و بگی همه چیز خراب بشه و یا همه چیزو از دست بدی . خیلی دلم میخواد بدونم اگه خودم بخوام حرفامو بزنم مستقیم و بدون همه ی این شعرا و فریاد بزنم چیزی رو که مدتهاست مثل یه بغض افتاده به جونم و داره دیوار های قلب منو میخراشه با چنگالهای تیزش چی میشه ؟  

اما نه نمیخوام بدونم . هنوز اون شهامت رو در خودم نمیبینم که بتونم تحمل اتفاقات بعدش رو داشته باشم . آخه میدونم بعدش باید چه حرفایی بشنوم چه اسمی روی من باشه. اما به خدا از ترس اون حرفا نیست همش به خاطر اون اتفاق وحشتناکیه که ممکنه بیافته . می ترسم از روزی که اینجا اسم نازنین رو بیارمو ..... مجبورم اسمشو در قلبم فریاد بزنم و نگم که کی هستم و چی میخوام نگم تو قلبم از تو چی می گذره . 

 باز به قول همون دوست همین که دوستش دارم کافیه  

 

آنچه در من نهفته دریاییست



پنج‌شنبه 27 فروردین‌ماه سال 1388 | 1 نظر


منبع کد اهنگ

بهترین کدهای موزیک و بهترین دانلودها در ام لاس خطاطی نستعلیق آنلاین